08 اسفند 1403 ساعت 11:25
در این مطلب به معرفی 10 جت جنگنده آمریکا میپردازیم که در حد نمونه آزمایشی ماندند و هیچگاه به آسمان نرفتند.
در 14 اکتبر 1947 میلادی، جنگنده موتور موشکی بل X-1 زیر شکم بمب افکن B-29 Superfortress قرار گرفت تا به پرواز درآید. کاپیتان نیروی هوایی، چاک یگر سوار این هواپیما شد تا برای نخستین بار با سرعت فراصوت پرواز کند. در ارتفاع 23 هزار پا، بل X-1 از قسمت زیرین بمب افکن B-29 رها شد و خلبان زبده نیروی هوایی آمریکا تا ارتفاع 43 هزار پا رسید. او با بل X-1 از دیوار صوتی عبور کرد و نخستین فردی بود که با سرعت مافوق صوت پرواز کرد. کاپیتان Yeager آغازگر مسیری بود که امروزه همچنان تداوم دارد.
فهرست محتوا
10 جت جنگنده آمریکا که ناکام ماندند
هواپیماهای سری X شامل نسخههای ملخ دار، جتها، موشکها و حتی بعضی هلیکوپترها بودند. اغلب این کانسپتها طراحی میشدند تا شرکتها موفق شوند قرارداد ساخت آن را به نفع خود منعقد کرده یا اینکه بتوانند فناوریهای مدرن را روی بالها یا توربینها پیاده سازی کنند. پرواز تمام این مدلها خطرناک بود، چرا که هیج کس نمیدانست آیا یک کانسپت جدید توانایی پرواز دارد یا خیر!
در واقع نیاز بود که یک خلبان شجاع وجود داشته باشد تا نمونههای تولید شده را آزمایش کند. جتهای هواپیمای ایکس، شاید بهترین تصویر از خلبانان جسور را به ما نشان دهند که اغلب آنها جزو بهترین فضانوردان ناسا بودند. (رجوع کنید به فیلم سینمایی محشر میان ستارهای از کریستوفر نولان که در این اثر، کوپر یک خلبان سابق ناسا است و پیش از این پروازهای موفق زیادی داشته)
با این حال، با وجود شجاعت بینظیر خلبانان و خلاقیت و نوآوری مهندسان زده، باید اعتراف کنیم که تمام جتهای جنگنده آزمایشی به مرحله تولید نمیرسند. گاهی اوقات، هواپیماهایی که طراحی و تولید میشوند، نواقص و ایرادات مرگباری دارند و نمیتوانند اهداف شرکت سازنده را برآورده کنند. در برخی مواقع دیگر، نمونههای ساخته شده به اندازه نسخههای قبلی که در نیروی هوایی یا دریایی خدمت میکردند، قدرتمند نبودند و به همین خاطر قید تولید انبوه آنها زده شد. در این مطلب از گجت نیوز به سراغ معرفی 10 جنگنده آمریکایی میرویم که هرگز به آسمان نرفتند.
بیشتر بخوانید:
جنگنده F-15EX Eagle II در کجا و توسط چه کسانی ساخته میشود؟
1. مک دانل XF-85 گابلین
مک دانل X-85 گابلین یکی از هواپیماهای عجیب و غریبی بود که به خاطر شکل و ظاهر خندهدار و ابعاد کوچکش شناخته میشد. این جنگنده با بدنه کوتاه و ضخیم و بالهای نازکی که داشت، قادر به پرواز کردن نبود. طراحان برای شکل و شمایل عجیب این هواپیما دلیل منطقی داشتند. گابلین یک جنگنده انگل بود که برای پرتاب شدن از بمبافکنها طراحی شده بود. این هواپیما باید زیر شکم بمب افکن B-36 Peacemaker که یکی از بمبافکنهای نیروی هوایی آمریکا در اوایل جنگ سرد به شمار میرفت، قرار میگرفت.
اوایل سال 1945 میلادی، آمریکا واقعا نیاز به یک هواپیما انگل داشت، چرا که بمبافکنهای نیروی هوایی، برد طولانیتری داشتند و میتوانستند از این مزیت استفاده کرده و جنگندهها را با خود تا مقصد اسکورت کنند. X-85 گابلین با همین هدف ساخته شد. یک طناب ذوزنقهای شکل این جنگنده را از محل تعبیه بمب پایین میآورد و سپس در آسمان رها میکرد. گابلین مجهز به چهار مسلسل با کالیبر 50 شده بود و وزنی حدود 4550 پوند یا حتی بیشتر داشت. علیرغم ظاهر غیرآیرودینامیکی که این جت دارد، میتوانست به لطف 3000 پوند نیروی رانشی که توسط موتور توربوجت وستینگهاوس XJ-34 تولید میشد، به سرعت 650 مایل در ساعت برسد.
گوبلین علیرغم داشتن بالهای کوچک، به راحتی پرواز میکرد و وقتی مأموریتش تکمیل میشد، دوباره به کمک همان میله حاوی طناب به زیر شکم بمب افکن متصل میشد. در پروازهای آزمایشی انجام شده در سال 1948 میلادی، چاله هوایی مانع اتصال گوبلین به بمب افکن شد و علیرغم مزایایی مثل کاهش مصرف سوخت و دوام قابل توجه X-85 در مسافتهای طولانی، پروژه تولید انبوه آن لغو شد.
2. لاکهید XF-90
جنگنده لاکهید XF-90 بیش از هفت دهه پیش قرار بود تولید شود، اما این اتفاق هرگز رخ نداد. علیرغم اینکه نتوانست به آرزوی خود برسد، اما به دو دلیل مهم از شهرت خوبی برخوردار شده: اولا نخستین جت نیروی هوایی آمریکا با پس سوز بود و ثانیا یک جنگنده مقاوم در برابر انفجارهای هستهای به شمار میرفت. در آن زمان که ایکس اف 90 طراحی شد، آمریکا نیاز به یک جنگنده نفوذی داشت تا بتواند به عمق حریم هوایی شوروی برود و برای موفق شدن نیاز به هواپیمایی داشت که سرعت، برد و تواناییهای تسلیحاتی خوبی داشته باشد.
کلی جانسون و تیم افسانهای شانک ورکز موفق به طراحی و ساخت جنگندهای به نام لاکهید XF-90 شدند. برای اینکه این هواپیما بتواند به سرعتهای مافوق صوت برسد، تیم طراحی یک دماغه سوزنی بلند برای آن طراحی کردند و بالهایش را با زاویه 35 درجه به عقب فرستادند. طراحی XF-90 نوآورانه بود، زیرا در آن زمان نیروی هوایی فقط میتوانست جنگندههایی مثل F-80 شوتینگ استار را با بالهای مستقیم و دماغه کلفت طراحی کنند.
جنگنده XF-90 مجهز به دو پیشرانه توربوجت Westinghouse XJ-34 شده بود و یک پس سوز هم داشت. ساختار تسلیحاتی آن شامل 6 توپ 20 میلی متری میشد و میتوانست تا 2300 مایل پرواز کند. این نمونه آزمایشی توانست در چندین پرواز مختلف به سرعت فراصوت برسد، اما هرگز به سرعتی که مدنظر نیروی هوایی آمریکا بود، نرسید. از طرفی XF-90 سنگین وزن بود و رقبای سبکتری مثل مک دانل داگلاس XF-88 Voodoo داشت. از طرفی با وقوع جنگ کره، اولویتهای نیروی هوایی ایالات متحده تغییر کرد و این پروژه به کلی لغو شد.
بیشتر بخوانید:
با پیشرفتهترین نسخه از جنگنده اف ۱۶ آشنا شوید
3. کانویر XF2Y-1 سی دارت
نمونه اولیه جنگنده Convair Sea Dart به دنبال نگرانیهای دو جانبه نیروی دریایی ایالات متحده در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950 تولید شد. اول، نیروی دریایی تردید داشت که آیا نسل جدید جنگندههای مافوق صوت میتوانند از ناوگان هواپیمابرها پرواز کنند و دوم اینکه نیروی دریایی میخواست مفهوم پایگاه متحرک را پیادهسازی کند که در آن جنگندههای مختص نیروی دریایی بتوانند به اقصی نقاط جهان دسترسی داشته باشند. برای رفع این نگرانیها، نیروی دریایی به جت جنگی کانویر XF2Y-1 روی آورد تا بدین ترتیب یکی از اولین هواپیماهای دریایی فراصوت دنیا را طراحی کند.
Sea Dart ثابت کرد که مفهوم هواپیمای دریایی جت میتواند کار کند، اما بلند شدن از آب تلاطمی ایجاد کرد که برای خلبانان خشن بود. همچنین فقط در یک شیرجه میتوانست به سرعت مافوق صوت برسد و این کار را فقط یک بار انجام داد. این عوامل و حادثه دلخراش در جریان نمایش عمومی هواپیما منجر به لغو آن شد.
کانویر XF2Y-1 سی دارت ثابت کرد که هواپیماهای مختص نیروی دریایی میتوانند پرواز کنند، اما برخاستن از آب برای خلبانان دشوار بود. این جنگنده تنها در یک شیرجه میتوانست به سرعت مافوق صوت برسد و این کار را فقط یک مرتبه انجام داد. در نهایت مشکلات پیش رو منجر به لغو پروژه شدند.
4. رایان X-13 Vertijet
رایان X-13 Vertijet یک جنگنده آزمایشی به منظور برخاستن و فرود عمودی (VTOL) بود که در دهه 1950 میلادی طراحی شد. نیروی هوایی ایالات متحده در دهه 50، نگران آسیب پذیری پایگاههای بزرگ در برابر حملات هستهای اتحاد جماهیر شوروی بود و به همین خاطر نیاز به جنگندهای داشت که بتواند از هر نقطهای عملیات خود را آغاز کند. نتیجه تلاشهای مهندسان، رایان ایکس 13 شد که میتوانست روی دم خود بلند شود و با گرفتن یک سیم با قلاب، فرود بیاید. این هواپیمای جنگی برای اولین بار در دسامبر 1955 پرواز کرد.
ورتیجت ثابت کرد که به خوبی از عهده پرواز کردن بر میآید و میتواند به راحتی از پرواز افقی به عمودی تغییر حالت دهد؛ بنابراین، آزمایش آن به روش پرتاب و بازیابی آغاز شد. X-13 به صورت عمودی از بستر یک کامیون پرتاب گردید و خلبان صندلی خود را به حالت 45 درجه چرخاند تا با وضعیت جنگنده میزان شود. هنگام فرود، جت با استفاده از اگزوز بردار به سمت عمودی میچرخید و سپس خلبان را به سمت تریلر بازیابی پیاده میکرد تا زمانی که بتواند سیم را با قلاب به دماغه هواپیما بگیرد.
نیازی نیست که بگوییم این روش برای نشست و برخاست عمودی یک روش پیچیده و دشوار بود. مسائل مالی منجر به نابودی این پروژه شد، اما مفهوم VTOL برای همیشه در هواپیماهای عمودپرواز بعدی به یادگار ماند.
بیشتر بخوانید:
قدرتمندترین نیروهای هوایی جهان در سال ۲۰۲۵ متعلق به کشورهاست
5. نورثروپ YA-9A
اگر از علاقهمندان به هوانوردی باشید، ممکن است با دیدم جنگنده YA-91 توجه ویژهای به آن نشان دهید، زیرا شباهت زیادی با جنگنده افسانهای A-10 Warthog دارد. در دهه 1960 میلادی، نیروی هوایی ایالات متحده مجهز به جنگندههای مافوق صوت شده بود و ضمن رشد و تکامل با یک ایراد مهم دست و پنجه نرم میکرد. عملکرد پشتیبانی این جنگندهها ضعیف بود و به قدری سریع بودند که نمیتوانستند روی هدف تمرکز کرده و حملات دقیق انجام دهند. به همین دلیل، نیروی هوایی از شرکتهای تولیدکننده درخواست کرد یک جنگنده پشتیبان طراحی کنند.
نیروی هوایی آمریکا خواستار طراحی یک جت پشتیبان شد که بتواند با سرعت کم مانور دهد و همچنین توانایی مقابله با شلیک آتشهای کوچک و حملات موشکی از سوی دشمن را داشته باشد. در سال 1972، کمپانی نورثروپ وارد میدان شد و توانست YA-9A را تولید کند. گرچه قسمت جلویی این جنگنده شبیه به جت جنگی A-10 بود، اما در عوض از موتورهایی سود میبرد که در کنارههای بدنه نصب میشدند و بالها بالای پیشرانهها قرار داشتند. از طرفی برخلاف 1-10 یک دم معمولی به جای تثبیت کنندههای دوقلو داشت.
نورثروپ YA-9A توانایی برخاست در فاصله 2300 فوتی و فرود در فاصله 875 فوتی را داشت که هر دو جزو مهمترین ویژگیهای یک جنگنده خط مقدم بودند. حداکثر سرعت این جت جنگی به 450 گره میرسید، اما میتوانست با روشن کردن یک موتور در سرعتهای پایین 75 گره هم مانور دهد. با این حال، نیروی هوایی تصمیم گرفت A-10 افسانهای را انتخاب کند.
6. گرومن X-29
گرومن X-29 یک جنگنده با طراحی عجیب و غریب بود که به احتمال زیاد پیکربندی آن هرگز دیده نخواهد شد. بالهای این هواپیمای نظامی مثل جتهای معمولی به جای عقب به جلو حرکت میکرد و کاناردهای افقی آن به جای اینکه روی دم باشند، جلوتر از بالها قرار داشتند. پیکربندی بالها به گرومن ایکس 29 ذات ناپایدار میداد، اما مهندسان در خصوص استفاده از سیستمهای کنترل شده کامپیوتری به منظور مدیریت هواپیما، چیزهای زیادی یاد گرفتند.
ناسا دو نمونه اولیه از X-29 را با همکاری نیروی هوایی و آژانس پروژههای تحقیقاتی پیشرفته دفاهی یا دارپا ساخت. این جنگنده عجیب اول دسامبر 1984 به پرواز درآمد و دومین پرواز آزمایشی خود را در سال 1989 میلادی انجام داد. گرومن یک بستر آزمایشی پیشرفته به منظور امتحان کردن سایر فناوریها بود. همچنین طراحی کامپوزیت، فلپهای جدید، سطوح بالهای کامبر متغیر و ویژگیهای منحصربهفرد دیگری هم داشت.
متاسفانه بدنه غیرمتعارف گرومن X-29 موجب کشش کم این جنگنده شد و آیرودینامیک بالهای متحرک جلویی آن از توقف در زوایای حمله بالا جلوگیری کرد. در طول صدها پرواز آزمایشی، نمونههای اولیه ایکس 29 نشان دادند که کنترل سیمی میتواند به خلبانان کمک کند جتهای غیرقابل پرواز را تحت کنترل خود در بیاورند. این جت جنگی همچنین موفق شد مانورپذیری بالا و توانمندیهای مافوق صوت خود را به رخ بکشد و ثابت کند که از پیکربندیهای معمول، فراتر است.
بیشتر بخوانید:
نگاهی به F-15SE Silent Eagle ، جنگنده مخوف آمریکایی
7. مک دانل داگلاس / جنرال داینامیکس A-12 Avenger II
جنگنده A-12 Avenger II که نامگذاری خود را از یک بمب افکن اژدر در دوران جنگ جهانی دوم گرفته، زاده تصمیم نیروی دریایی ایالات متحده برای جایگزینی یک جت جنگی با گرومن A-6 Intreder است. گرچه تأخیرها و هزینههای زیاد این پروژه منجر به لغو آن شد، اما چندین فناوری پیشرفتهاش به هواپیماهای رادارگریز امروزی راه یافتند. این نمونه آزمایشی هرگز به آسمان نرفت.
این هواپیمای جنگی که به خاطر شکل مثلثیاش «دوریتوی پرنده» (دوریتو یک شرکت تولید چیپس بوده که شکل چیپسهایش مثلثی است) نامیده میشود، از این طراحی و مواد کامپوزیتی استفاده میکرد تا پنهان کار جلوه کند. روی این جنگنده دو موتور توربوجت جنرال داینامیکس F412-GE-D5F2 قرار گرفته که در مجموع میتوانند 26 هزار نیروی رانش تولید کنند. A-12 Avenger II توانایی حمل 5500 پوند سلاح داشت و با وزن 70 هزار پوندیاش، سنگین و بزرگ جلوه میکرد.
در نهایت، این جنگنده با عقب افتادن از برنامه و نرسیدن بودجه، توسط پنتاگون در سال 1991 میلادی لغو شد. وزارت دفاع برای توسعه این هواپیما حدود 5 میلیارد دلار هزینه کرده بود و به همین دلیل ملقب به یکی از گرانترین سیستمهای تسلیحاتی شد که لغو شده است. با این حال، مهندسانی که روی این پروژه کار میکردند، درسهای تازهای آموختند.
8. نورثروپ مک دانل داگلاس YF-23
جنگنده YF-23 که با نام بلک ویدو 2 شناخته میشود، از رقیب خود با نام YF-22A که نمونه اولیه جنگنده اف 22 رپتور فعلی بوده، شکست خورد تا اولین جنگنده رادارگریز نیروی هوایی شود. برخی از طرفداران بلک ویدو این گونه استدلال میکنند که وقتی نقاط قوت و ضعف F-22 در مقابل YF-22 در نظر گرفته میشود، هواپیمای دوم بهتر است.
هر دو جنگنده فوق به عنوان بخشی از برنامه جتهای جنگی تاکتیکی پیشرفته توسعه یافتند و پاسخی به جنگندهها و موشکهای پیشرفته شوروی بودند. این نمونه آزمایشی جدید با نام نورثروپ مک دانل داگلاس YF-23 قرار بود جانشین برترین جنگنده هوایی آن زمان یعنی F-15 ایگل شود و ویژگیهای رادارگریزی و سایر قابلیتهایی که اف 15 ایگل ندارد را به آن بدهد.
در راستای تحقق آرزوی نیروی هوایی، YF-23 از پروفیل بال استفاده کرد و وقتی از بالا یا پایین دیده میشود، شبیه الماس بود. (آزمایشها نشان داد که چنین شکلی میتواند مشخصههای راداری را به حداقل برساند) از طرفی مواد جاذب رادار و مدیریت حرارتی، رادارگریزی آن را افزایش دادند و سرعت این جنگنده را تا 2.2 ماخ رساندند.
بیشتر بخوانید:
این اولین هواپیمای جنگنده مافوق صوت جهان است؛ با F-100 سوپر سیبر آشنا شوید
9. بوئینگ X-36
بوئینگ X-36 بیشتر شبیه به یک بستر آزمایشی برای امتحان مفاهیم پیشرفته بود تا نمونه اولیه برای جنگنده پیشنهادی آینده! اندازه این جت بدون سرنشین به سختی بیش از یک چهارم جنگندههای احتمالی بود که میتوانست روی آن طراحی شوند. بوئینگ ایکس 36 برای نخستین مرتبه در سال 1977 پرواز کرد و قدرت نرم افزار کنترل پرواز را در رام کردن یک طراحی ذاتا ناپایدار به جتهای آینده نگر نشان داد. نداشتن دم باعث افزایش آیرودینامیک و کاهش سطح مقطع راداری هواپیما میشود و روشی عالی برای آزمایش جنگندههای مافوق صوت است.
وزن بوئینگ X-36 تنها 1250 پوند و طول بال آن 10 فوت بود. تک موتور این کانسپت قادر به تولید 700 پوند نیروی رانش بود و یک دوربین دماغه و میکروفون به خلبان از راه دور اجازه میداد تا هواپیما را کنترل کند. (به اصطلاح امروزی، ایکس 36 یک پهپاد بود) طراحی بدون دم بودن X-36 به ناسا، بوئینگ و نیروی هوایی اجازه داد تا برای نخستین بار پیکربندی بدون دم را روی یک جت جنگنده آزمایش کنند.
10 بوئینگ X-32
بوئینگ با طراحی X-32 به دنبال ساخت یک جنگنده حمله مشترک (JSF) بود که در نهایت لاکهید مارتین موفق شد اف 35 لایتنینگ 2 را بسازد. ایکس 32 موفق به دریافت قرارداد JSF نشد، اما نمایش فوق العادهای از خود نشان داد. بوئینگ این جنگنده را در سه نسخه طراحی کرد: یک جنگنده تهاجمی استاندارد برای نیروی هوایی ایالات متحده، یک نسخه حامل برای نیروی دریایی و یک نسخه نشست و برخاست عمودی برای تفنگداران دریایی. اولین نمونه آزمایشی در سال 2000 به پرواز درآمد.
جت جنگی X-32 را میتوان یک هواپیمای نامطبوب در نظر گرفت، زیرا ورودی موتور بزرگ و زاویهدار آن منجر به تورم شکم میشد. علیرغم مشخصات نه چندان جالبی که داشت، آزمایشها نشان میدهد که امضای پنهان کاری آن شبیه به F-35 است. قدرت این جنگنده از یک موتور Pratt & Whitney F119-614C با نیروی رانش 35 هزار پوندی تأمین میشود. برد X-32A که مختص نیروی هوایی طراحی شد، 1700 مایل دریایی بود و حداکثر سرعت آن به 1.5 تا 1.6 ماخ میرسید. این نسخه قادر به حمل تسلیحات و تجهیزات الکترونیکی قابل مقایسه با F-35 بود.
اگر بوئینگ جنگنده آیندهنگر ایالات متحده را میساخت، به احتمال زیاد مجهز به قابلیتهای جنگی پیشرفته اف 35 میشد یا حداقل برابر با آن بود، اما وزارت دفاع ترجیح داد که نمونه پیشنهادی لاکهید مارتین را انتخاب کند. در واقع تجربه ساخت اف 22 رپتور، سابقه خوبی برای لاکهید مارتین شده بود.
source