اگر جورج اورول را بشناسید و کتاب قلعه حیوانات را خوانده باشید، به احتمال بسیار زیاد با دیگر کتاب این نویسنده برجسته انگلیسی یعنی 1984 هم آشنایی دارید که یکی از مشهورترین آثار درباره مفهوم دیستوپیا یا پادآرمان‌شهر است. دیستوپیا یکی از المان‌های مهم داستان‌های علمی تخیلی و گاها سیاسی اجتماعی محسوب می‌شود و در دنیای بازی‌ها هم عناوین زیادی مثل بایوشاک وجود داشته که ویران‌شهرهای مختلفی را به تصویر کشیدند. حالا بازی Karma: The Dark World که توسط یک استودیوی تازه‌کار چینی با نوزده توسعه‌دهنده ساخته شده، با الهامات زیاد از کتاب 1984، داستانی ترسناک و روان‌شناختی را روایت می‌کند. با بررسی بازی Karma: The Dark World همراه ویجیاتو باشید.

ناشر بازی:

Gamera Games, Wired Productions

مدت زمان بازی:6 ساعت

سازنده بازی:
Pollard Studio

کامل کردن بازی:7 ساعت

داستان بازی در دنیایی موازی و در آلمان شرقی سال 1984 روایت می‌شود. جایی که پس از درگیری‌های گسترده در این کشور، یک حکومت ناظر و دیکتاتوری به نام لوایتان (Leviathan) روی کار آمده و با ایجاد یک سیستم سلسله مراتبی، مسئولیت امنیتی کل کشور را برعهده گرفته است. بازیکن در نقش دنیل مک‌گاورن (Daniel McGovern) قرار می‌گیرد که یکی از مامورهای ارشد سازمان لوایتان است و وظیفه بررسی یک پرونده پر پیچ و خم را برعهده می‌گیرد. اما شروع ماجرا جایی است که دنیل در بیمارستان از خواب بیدار می‌شود و کسی که در آینه می‌بیند را نمی‌شناسد. دنیل در بیمارستان جسدهای رها شده زیادی می‌بیند و پس از مواجهه با یک مرد ناشناس، متوجه می‌شود که طی آزمایشاتی مرموز، حافظه خودش را از دست داده و حالا باید طی فرآیندی، به گذشته خود برود و مسیری که منتهی به این نقطه شده را پیدا کند تا از تمامی حقایق درونی خودش باخبر شود. 

بررسی بازی Karma The Dark World

همان‌طور که در مقدمه اشاره کردم، بازی Karma: The Dark World به‌طور مستقیم از کتاب 1984 الهام گرفته و جهان بازی و المان‌های داستانی به‌طور کامل از توصیف‌های ادبی این کتاب طراحی شده است. در کتاب، حکومت تحت رهبری دیکتاتوری به نام برادر بزرگ اداره می‌شود و در آن شهر، هیچ فردی آزادی مطلق ندارد و گناهکاران و حتی متهم‌ها بدون هیچ رحم و مروتی اعدام می‌شوند. این توصیف‌ها دقیقا در بخش‌های مختلف بازی به‌تصویر کشیده شده با این تفاوت که تمامی ماموران سازمان لوایتان از موجودیتی به‌نام MOTHER اطاعت می‌کنند و  حق مخالفت با او و نظامش را ندارند و از طرفی ماموران آزادی کامل دارند تا به وسیله یک تکنولوژی پیشرفته، به ذهن متهم‌ها نفوذ و خاطرات آن‌ها را مرور کنند تا به اطلاعاتی درباره پرونده‌ها دست پیدا کنند. معمولا این موجودیت ناظر با یک چشم باز نشان داده می‌شود که شباهت زیادی به توصیف کتاب 1984 دارد و استعاره‌ای از نظارت مطلق حکومت بر مردم است.

کارما تلاش دارد تا همان پیام‌هایی که جورج اورول با کتابش داشت را از طریق یک داستان روان‌شناختی به مخاطبش منتقل کند. بازی از المان‌های روان‌شناختی و علمی تخیلی استفاده می‌کند تا داستان کاراکتر دنیل را برای شما تعریف کند. کاراکترهای فرعی زیادی هم در طول داستان هستند که قصه هرکدام از آن‌ها با روش‌های مختلفی روایت می‌شود و حتی شما در قسمت‌هایی کنترل آن‌ها را برعهده می‌گیرید. افتتاحیه و ریتم روایی از همان ابتدا خوب است و چند سوال مختلف پیش‌روی شما گذاشته می‌شود تا برای یافتن جواب‌هایتان کنجکاو شوید.

بازی مجموعا یک تجربه شش ساعته است که در قالب سه قسمت مختلف، داستان را تعریف می‌کند. قسمت ابتدایی بازی واقعا خوب است و ریتم اتفاقات به‌قدری درست چیده شده که هرگز احساس خستگی پیدا نمی‌کنید و به‌طور پیوسته مشغول تجربه بازی می‌شوید. در قسمت اول، بار کارآگاهی و حل معماها بالا است و به‌طور مداوم مشغول حل پازل‌های مختلف هستید و معمولا روش حل این پازل‌ها در بین نوشته‌ها یا محیط بازی قرار داده شده است.

یکی از روش‌های داستان‌گویی این بازی، از طریق محیط و آیتم‌های مختلف است. محیط‌های بازی اغلب در مکان‌هایی سورئال قرار دارد و یکی از  این محیط‌های سورئال که داستان مهمی هم روایت می‌کند، به‌طور مستقیم از سریال Twin Peaks الهام گرفته که باید اعتراف کنم به‌شدت مرحله خوب و تاثیرگذاری است. بازی در تعریف داستان‌های روان‌شناختی واقعا خوب عمل می‌کند و به‌راحتی می‌تواند بازیکن را در محیط غوطه‌ور کند و او را تحت تاثیر قرار دهد.

بررسی بازی Karma The Dark World

اما این روند در قسمت‌های بعدی به مرور کمرنگ‌تر می‌شود و بازی روش‌های دیگری را برای روایت داستان استفاده می‌کند. به‌نظر می‌آید که سازندگان در مرحله توسعه قصد داشتند تا هر قصه را از یکدیگر متمایز کند و نتیجه آن تغییر مداوم فضای بازی شده است. در قسمت اول همان‌طور که گفتم، یک داستان روان‌شناختی با درون‌مایه‌های کارآگاهی، در قسمت دوم یک ماجرای اجتماعی با المان‌های ترسناک و در قسمت سوم یک داستان کاملا شخصی و درام را شاهد هستیم. بازی در قسمت‌ اول و کارآگاهی بسیار خوب عمل می‌کند و در بخش‌های ترسناک هم نمره قابل قبولی را می‌گیرد. قسمت سوم و پایانی بازی کمی عجله‌ای پیش می‌رود و با وجود اینکه کاراکترهای کلیدی و مهمی به داستان اضافه می‌شوند، اما شخصیت‌پردازی عمیق و با حوصله‌ای در این قسمت صورت نمی‌گیرد و پتانسیل‌های زیادی هدر می‌رود. در نهایت با وجود اینکه کلیت داستان قابل فهم می‌شود اما بسیاری از اتفاقات داستانی گنگ باقی می‌ماند و به سوالات پاسخ داده نمی‌شود.

اما در کل می‌توانم بگویم که داستان بازی به‌خوبی فضای کتابی مثل 1984 را در یک بازی تداعی می‌کند و در کنار آن، یک داستان قابل قبول علمی تخیلی و ترسناک را با پیچش‌های مختلف داستانی به شما ارائه می‌دهد.

بازی ترسناک جدید Karma The Dark World

بازی در کل یک تجربه ادونچر است که کارهای خلاقانه زیادی انجام نمی‌دهد و همه‌چیز را در خدمت داستان انجام می‌دهد. پازل‌های بازی نسبتا ساده هستند و تعداد کمی از آن‌ها می‌توانند درگیرکننده باشند. اواسط بازی یک دوربین عکاسی هم به بازیکن داده می‌شود که با استفاده از آن می‌توان چشم‌هایی را پیدا کرد که از قضا کلید ورود به مراحل بعدی بازی هستند. با استفاده از این دوربین هم می‌توان باس‌های بازی را شکست داد. البته یک مسئله دیگر درباره مراحل بازی مربوط به عروسک‌هایی هستند که با استفاده از آن‌ها می‌توان به کالکتیبل‌های بازی دست پیدا کرد. در این عروسک‌ها یک پازل تعریف شده و شما از بین چهار گزینه، یک حق انتخاب دارید تا پازل را حل کنید. اگر در انتخاب گزینه اشتباه کنید، بازی دیگر به شما اجازه‌ای برای حل پازل نمی‌دهد که این مورد کمی عجیب است. 

در کل بازی در بخش گیم‌پلی تجربه ساده و سرراستی را به شما ارائه می‌دهد و کار عجیب و غریبی انجام نمی‌دهد که با توجه به ابعاد استودیوی سازنده، انتظار کار خاصی هم نباید داشت. البته که باز هم در بخش پایانی، میزان کارهایی که باید انجام بدید به حداقل می‌رسد و گویا در حال تجربه یک بازی واکینگ سیمولیتور هستید که فقط برای شما داستان تعریف می‌کند. به‌طور کلی ایرادات زیادی به بخش پایانی وارد است و به‌نظر سازندگان با توجه به محدودیت زمانی نتوانستند ایده‌های زیادی برای این بخش اجرا کنند. 

صحبت از محدودیت زمانی شد و باید بپردازیم به بخش فنی بازی که صحبت‌ها درباره این بخش زیاد است! بازی مشکلات فنی و اجرایی زیادی دارد و طبق گفته سازنده‌ها، این مشکل قرار است با یک آپدیت در روز عرضه رفع شود. در تجربه شخصی خودم، هرگاه که یک ماموریت را تمام می‌کردم، بازی در بخش لودینگ به مشکل خورد و کرش کرد و من مجبور شدم تا دوباره وارد بازی شوم. انتقال دوربین از حالت بازی به دوربین کات‌سین چندان روان نیست یا باگ‌های صداگذاری در طول بازی زیاد دیده می‌شود. با توجه به اینکه سازندگان اعلام کردند که از این مشکلات آگاه هستند، قضاوت کلی درباره این بخش را به چند روز دیگر موکول می‌کنم و امیدوارم که سازندگان به وعده‌ای که دادند عمل کنند. 

موتور بازی آنریل 5 است و بازی گرافیک قابل قبولی دارد. البته که در بخش‌هایی افکت‌های حرکت روی آب اصلا خوب نیست و با توجه به محیط‌های واقع‌گرایانه و زیبای بازی، این موضوع کمی توی ذوق می‌زند. همچنین تنوع محیطی هم در بازی خیلی خوب رعایت شده و شما از شهر دیستوپیایی تا راهروهای معروف سریال تویین پیکس بگیرید تا دشت‌های سبز و آزمایشگاه‌های بسته و پر از خون، انواع محیط‌ها را در بازی مشاهده خواهید کرد.

یکی از قسمت‌های بازی که دوست دارم به آن اشاره کنم، روش جالب و متفاوتی بود که برای روایت یک داستان عاشقانه استفاده شد و تصویرهای فوق‌العاده زیبایی را مقابل شما قرار می‌دهد و درست یک فضای سورئال دیوید لینچی خلق می‌کند. به این موضوع هم اشاره کنم که صداپیشگی برخی کاراکترها قابل قبول و برخی از آن‌ها از جمله خود دنیل، چندان جالب نیست و این صداگذاری باعث نمی‌شود تا کاراکتری به‌یادماندنی خلق شود.

در کل باید بگویم که استودیوی Pollard Studio در اولین تجربه بازی‌سازی خودش قدم خوبی برداشته و محصول قابل قبولی را تولید کرده است. اگرچه که عدم خلاقیت در طول بازی و کنار گذاشتن یک سری ایده‌ها مثل المان‌های کارآگاهی باعث می‌شود تا بازی رفته رفته آن حس تازگی که ساعات ابتدایی دارد را از دست بدهد و در نهایت داستان در بخش آخر بسیار عجله‌ای بسته شود. اما در مجموع باید بگویم که بازی Karma: The Dark World حداقل برای یک‌بار می‌تواند تجربه خوبی به شما ارائه دهد، به‌خصوص وقتی می‌توانید یک‌بار پای آن بنشینید و با پنج الی شش ساعت صرف زمان آن را تمام کنید.

بررسی بازی Karma: The Dark World براساس کد ارسالی ناشر (Wired Production) برای ویجیاتو روی کنسول PS5 انجام شده است.

می‌خرمش…

المان‌های روان‌شناختی و ترسناک بازی در کنار یک داستان نسبتا جذاب و البته مدت زمان جمع و جور بازی باعث می‌شود تا به این بازی توجه داشته باشید و حداقل برای یک‌بار هم که شده، بازی قابل قبولی را تجربه کنید.

نمی‌خرمش…

بازی در ساعات ابتدایی بسیار خوب است و متاسفانه رفته رفته جذابیت خودش را از دست می‌دهد و دیگر هیچ خلاقیت خاصی در طول بازی دیده نمی‌شود. مشکلات فنی متعدد هم باعث می‌شود تا حداقل در روزهای ابتدایی سراغ بازی نروید.

70

امتیاز ویجیاتو

در کل بازی Karma The Dark World یک تجربه جمع و جور پنج یا شش ساعته است که می‌تواند برای یک‌بار شما را سرگرم کند. المان‌های روان‌شناختی، فضای سورئال و داستان احساسی بازی باعث شده تا در کل یک محصول قابل قبول ساخته و تجربه خوبی برای استودیوی پولارد به‌عنوان اولین بازی‌شان محسوب شود.

source

توسط petese.ir