در فیلم «پاک‌کننده» یا همان (Cleaner) دیزی ریدلی ستاره فرنچایز جنگ‌ستارگان به عنوان یک پاک‌کننده شیشه‌های با ارتفاع بالا، پس از مواجه با یک گروگان‌گیری در یک آسمان‌خراش اداری تجاری در لندن، مجبور است شمشیر جِدای خود را با شیشه‌شوی عوض کند و به جای آن اسلحه به دست بگیرد.

نقد فیلم «پاک‌کننده» (Cleaner)

برای تشخیص شباهت آشکار این فیلم با «جان سخت» (Die Hard) نیازی به نابغه‌ی سینما نیست: آسمانخراش، مهمانی شرکتی، یک شخصیت تصادفی که در نهایت به خاری در چشم خلافکارها تبدیل می‌شود. فقط این‌بار به جای جان مک‌کلین با آن کاریزما، جویی لاکِ فروتن در مقابل شرورها می‌ایستد و تروریست‌ها هم دیگر مثل قدیم دنبال کیسه‌های پول نیستند، چیزی که صراحتاً به ثروتمندان حیرت‌زده اعلام می‌کنند.

اخیراً در فیلم (Carry-On) نتفلیکس شاهد ماجراهایی به سبک قسمت دوم این اکشن کالت بودیم (خدا به بروس ویلیس سلامتی بدهد)، اما سازندگان «Cleaner» الهام خود را از اولین و بهترین قسمت «جان سخت» گرفته‌اند.

مارتین کمپل ۸۱ ساله که فیلم‌هایی مثل «طلایی‌چشم» (۱۹۹۵)، «ماسک زورو» (۱۹۹۸) و «کازینو رویال» (۲۰۰۶) را کارگردانی کرده، مسئولیت کارگردانی را بر عهده دارد و واقعاً می‌توان دست قوی یک سینماگر باتجربه را حس کرد که می‌داند چطور باید فیلم اکشن ساخت. اما مشکل اینجاست که فیلمنامه‌نویسان فقط در اکت سوم به یاد ژانر اکشن می‌افتند و تا آن موقع، شخصیت دیزی ریدلی بی‌هدف روی طناب‌های نمای ساختمان آویزان است.

نقد فیلم «پاک‌کننده» (Cleaner)

در نتیجه، تا رسیدن به صحنه‌های نبرد پایانی، تماشاگر مجبور است با یک تریلر سرهم‌بندی‌شده کنار بیاید که انگیزه‌های تروریست‌ها در آن هیچ نقشی ندارد، حتی به شکل نمایشی هم پرداخته نشده. سرنوشت دراماتیک و کلیشه‌ای قهرمان داستان هم به‌سختی می‌تواند ادعای برانگیختن واکنش تماشاگر را داشته باشد. در مورد شرور اصلی هم، به نظر می‌رسد سازندگان یک برگ برنده در آستین دارند، اما در واقع هانس گروبر (شرور جان سخت) در گور از ابتدایی بودن آنتاگونیست این فیلم پوزخند می‌زند!

اما از طرف دیگر، ژان-لوک گدار گفته بود: «همه‌چیز مورد نیاز برای یک فیلم، یک اسلحه و یک دختر است»؛ و ساخته کمپل حداقل از این نظر کاملاً مرتب است. در ادامه با بررسی فیلم همراه ویجیاتو باشید.

نقد فیلم «پاک‌کننده» (Cleaner)

داستان: فعالان رادیکال با هدف افشای فساد، در مراسم سالانه یک شرکت انرژی در یک آسمانخراش، ۳۰۰ گروگان می‌گیرند. اما خیلی زود یکی از افراطی‌های گروه که حاضر به کشتن همه است، کنترل اوضاع را به دست می‌گیرد. حالا این یک سرباز سابق که به عنوان شیشه‌پاک‌کن کار می‌کند، باید گروگان‌ها از جمله برادر کوچکش را نجات دهد.

بازیگران: دیزی ریدلی، تاز اسکایلر و کلایو اوون

تیم سازنده: مارتین کمپل (کارگردان)، سایمن اوتلی، پل اندرو و ویلیامز متیو اورتون (نویسندگان)

مدت زمان: ۹۸ دقیقه


برای کسانی که یادشان می‌آید می‌گویم، دوره‌ای بود که هر فیلم اکشن با مفهوم سطح‌بالا، زیرمجموعه‌ای خاص از یک فرمول آشنا داشت. پس از موفقیت «جان سخت»، انبوهی از فیلم‌ها با این فرمول ساخته شدند: یک قهرمان تنها در یک محیط بسته با گروهی از شروران می‌جنگد. نام‌گذاری این فیلم‌ها با ترکیب «جان سخت در…» (کشتی، هواپیما، کاخ سفید و غیره) آنقدر تکرار شد که در نهایت کلیشه‌ای و خسته‌کننده شد. اما از آن دوران فیلم‌سازی پرزرق‌وبرق استودیوها تا امروز، خیلی چیزها تغییر کرده و چنین طرح‌هایی در مقایسه با ابرقهرمان‌هایی که شهرها را نابود می‌کنند، ساده‌لوحانه به نظر می‌رسند. به همین دلیل، «Cleaner» حس نوستالژیک دارد و یادآور آن دوران است. اما متأسفانه، یادآور این هم هست که اکثر آن فیلم‌ها اجرایی ساده داشتند و اینجا هم همین مشکل وجود دارد.

نقد فیلم «پاک‌کننده» (Cleaner)

طبق معمول، قهرمان داستان فردی است با نقص‌های شخصی که مجبور به سازگاری با ساختارهای خشک جامعه است، اما مهارت‌های پنهانی دارد که به کار می‌آید. در این مورد، جویی لاک (دیزی ریدلی) زن جوانی است که با زندگی آشفته‌اش دست و پنجه نرم می‌کند، شغلی سخت دارد و تنها مراقب برادر اوتیستی‌اش، مایکل (متیو تاک)، است.

اما درست روزی که او را به دلایل مسخره‌ای مثل هک کردن کامپیوتر که قطعاً دیگر در داستان مطرح نمی‌شود! از مرکز مراقبتی‌اش اخراج می‌کنند، پس جویی مجبور می‌شود او را سر کار ببرد. او شیشه‌پاک‌کن ساختمانی متعلق به یک شرکت بزرگ است که مشغول جشنی مجلل برای نمایش دستاوردهای زیست‌محیطی‌اش است. اما اوضاع وقتی تروریست‌ها به رهبری مارکوس (کلایو اوون) وارد می‌شوند، وحشتناک می‌شود. آن‌ها این ثروتمندان را گروگان می‌گیرند تا دروغ‌ها و فسادشان را افشا کنند. این در حالی است که جویی در بیرون ساختمان، روی داربست گیر افتاده است. با تشدید درگیری‌ها، این اوست که باید از این مهلکه جان سالم به در ببرد و گروگان‌ها را نجات دهد.

نقد فیلم «پاک‌کننده» (Cleaner)

با توجه به تمایل فیلم به حس‌وحال اکشن‌های ۳۰ سال پیش، انتخاب کسی مثل مارتین کمپل به عنوان کارگردان مناسب به نظر می‌رسد. روی کاغذ، او گزینه‌ای ایده‌آل است، مخصوصاً با سابقه‌اش در احیای شخصیت‌های کلاسیک مثل زورو و جیمز باند. اما فیلم‌شناسی او نشان می‌دهد که همیشه در این سطح موفق نبوده، و این اثر هم انتظارات را برآورده نمی‌کند.

بخش زیادی از فیلم بر جویی متمرکز است که بیرون ساختمان است و تلاش می‌کند راهی برای ورود پیدا کند. اما حفظ جذابیت این صحنه‌ها در طول فیلم کار دشواری است. فقط چند بار می‌توان افتادن از کابل‌ها، مکالمات تلفنی و خم شدن زیر پنجره‌ها برای جاسوسی از آدم‌بدها را دید تا خسته‌کننده شود. از طرفی، استفاده از لوکیشن‌های CGI که به راحتی قابل تشخیص هستند، هرگونه تنش را از بین می‌برد. تنها نقطه قوت کمپل، فیلم‌برداری درخشان چند صحنه مبارزه تن‌به‌تن است که مؤثرند. اما این هم در حدی معمولی است و بقیه فیلم را بدون هیچ ویژگی خاصی رها می‌کند.

نقد فیلم «پاک‌کننده» (Cleaner)

بخش زیادی از این ضعف‌ها به فیلمنامه برمی‌گردد. فیلمنامه متیو اورتون، سایمن اوتلی و پل اندرو ویلیامز پر است از انگیزه‌های کلیشه‌ای و شخصیت‌های یک‌بعدی. شرکت موردنظر، جز آلودگی محیط زیست، فعالیت‌های مخفی دیگری دارد، از جمله استخدام آدم‌کش برای ساکت کردن خبرچین‌ها. اما هیچ ظرافتی در نقشه‌هایشان وجود ندارد و یکی از مدیران شرکت آنقدر کلیشه‌ای و زننده است که فقط یک سبیل تاب‌خورده کم دارد تا کامل شود!

در مورد گروه تروریستی هم، شکافی بین مارکوس و یکی از همراهانش، نوآ (تاز اسکایلر)، وجود دارد که مشتاق خونریزی بیشتر برای اثبات جدیت‌شان است. نوآ در نهایت مارکوس را کنار می‌زند و رهبر می‌شود. این تغییر موقعیت می‌توانست جالب باشد، اما در نهایت تأثیر چندانی بر روند داستان ندارد، چون هدف نهایی تقریباً همان است. نوآ ممکن است آدم‌کش‌تر باشد، اما همچنان شروری معمولی است که می‌خواهد با کشتن آدم‌ها زمین را نجات دهد. نقشه‌هایش هیچ نوآوری یا جذابیتی ندارد، درست مثل گذشته کلیشه‌ای جویی که با آسیب‌های خانوادگی دست و پنجه نرم می‌کند، اما حتی باهوشی زیرکانه‌ای هم به عنوان جبران این دردها ندارد. حداقل تمرینات نظامی او بهانه‌ای برای صحنه‌های اکشن فراهم می‌کند.

نقد فیلم «پاک‌کننده» (Cleaner)

سال‌های پس از «جنگ ستارگان» برای دیزی ریدلی به عنوان بازیگر، فرازونشیب‌های زیادی داشته، اما او فرصت‌هایی هم برای نمایش توانایی‌هایش در نقش‌های جدی‌تر پیدا کرده. این فیلم او را به جایگاه قهرمان اکشن بازمی‌گرداند، اما با چنین شخصیت سطحی، کار چندانی از او ساخته نیست. گذشته عاطفی او یک خانه ازهم‌پاشیده و نیاز به محافظت از برادر اوتیستیکش، بی‌روح و پیش‌پاافتاده است و به او فرصت کاوش در لایه‌های عمیق‌تر را نمی‌دهد.

بقیه بازیگران هم تک‌بعدی و فراموش‌شدنی هستند. خوشبختانه، متیو تاک در نقش برادر جویی کاملاً در دام کلیشه‌ها نیفتاده، اما شخصیتش بیشتر بهانه‌ای است برای ایجاد مانع در راه جویی تا اینکه خودش تأثیری بر داستان داشته باشد. کلایو اوون با تمام استعدادی که دارد، انگیزه چندانی برای نقش‌آفرینی مؤثر نشان نمی‌دهد و مونولوگ‌هایش بی‌حالت هستند. تنها کسی که تا حدی قابل تحسین است، تاز اسکایلر است. او با تمرکز کامل نقش یک روان‌پریش مصمم و بی‌پروا را بازی می‌کند و اگرچه این تصویر چندان نوآورانه نیست، اما انرژی دیوانه‌وار و نگاه‌های ترسناکش او را به آنتاگونیستی قابل قبول اما معمولی تبدیل می‌کند که بدون شک یکی از جذاب‌ترین بخش‌های فیلم است.

نقد فیلم «پاک‌کننده» (Cleaner)

واضح است که «Cleaner» فیلمی نیست که با انتظارات بالا ساخته شده باشد. دقیقاً می‌داند چه نوع فیلمی است و مخاطب چه توقعی باید داشته باشد. تماشای یک فیلم اکشن معمولی که بعد از پایان یافتن فراموش می‌شود، ایرادی ندارد، به شرطی که صحنه‌های اکشنش سرگرم‌کننده باشند. متأسفانه این فیلم حتی در این زمینه هم موفق نیست. نه اینکه اکشن‌هایش افتضاح باشند؛ می‌توان دید که کل تولید حرفه‌ای است.

مشکل اینجاست که بیشتر داستان در فضای بیرونی می‌گذرد که بی‌وزن و بدون تنش است و صحنه‌های اکشن هم به جز چند مورد به اندازه کافی هیجان‌انگیز نیستند. این فیلم نمونه‌ای آشکار از تلاش برای راضی کردن مخاطب با اکشن‌های معمولی است، بدون هیچ ویژگی متمایزکننده. از این نظر، حتی بیشتر از آنچه فکر کنید، به تقلیدهای «جان سخت» شبیه است تا همان نتیجه فراموش‌شدنی.

نقد فیلم «پاک‌کننده» (Cleaner)

به‌طور کلی، تماشای این فیلم خیلی کسالت‌بار نیست. دیزی ریدلی مصمم است یک زن جنگجوی شجاع را بازی کند که بیشتر از پنجره‌شویی، مشت می‌زند، آن هم در حالی که با برادرش که گویی چکش «مولنیر» به دست دارد، درباره تانوس و سنگ‌های ابدیت گپ می‌زند. در این بین تروریست‌های فعال محیط‌زیست که به طرز مرموزی پس از سقوط از آسمانخراش هیچ اثری از خون دورشان دیده نمی‌شود نیز مثل باران معمولی از پنجره‌ها به پایین می‌ریزند. و در پس‌زمینه، لندن شبانه با نورهای زیبا می‌درخشد.

با توجه به سادگی کلی طرح و ثانویه بودن بیش‌ازحد داستان (بد نیست فیلم «آسمان‌خراش» (۲۰۱۸) با بازی دواین جانسون را هم به خاطر بیاورید که بودجه بسیار بیشتری داشت)، لذت تماشای این فیلم بسیار محدود است. ساده، بی‌آلایش و کاملاً یک‌بارمصرف. «Cleaner» یک تریلر اکشن نسبتاً متوسط اما دوست‌داشتنی است که می‌تواند برای یک بار تماشا جذاب باشد.

نقد فیلم «پاک‌کننده» (Cleaner)

source
کلاس یوس

توسط petese.ir