شفقنا زندگی – اختلالات غذایی یکی از چالشهای جدی سلامت روان و جسمی در جوامع معاصر به شمار میروند. این مشکلات میتوانند تأثیرات عمیقی بر روی کیفیت زندگی فرد داشته باشند و نیازمند توجه و درمان مناسب هستند. آگاهی از علل، علائم و روشهای پیشگیری میتواند به مدیریت بهتر این اختلالات کمک کند.
به گزارش شفقنا زندگی به نقل از سواد زندگی؛ توسعه توانمندیهای فردی؛ مریم طرزی– چه چیزی ما را در برابر اختلالات غذایی بیشتر آسیبپذیر میکند؟ هر کدام از ما به عنوان فردی از افراد جامعه چه از دست مان برمی آید تا آسیبپذیری برخی افراد در افزایش این اختلالات را کاهش دهیم؟ در این مقاله به این سوالات پاسخ خواهیم داد.
بیش از ۷۰ میلیون نفر در جهان از اختلالات غذایی رنج میبرند. این اختلالات بیشتر بر زنان تأثیر میگذارند و در دوران نوجوانی تأثیر قابل توجهی دارند.
با وجود پیشرفتهای قابل مشاهده حاصله اخیر در کاهش انگ بیماریهای روانی، بسیاری از افرادی که از اختلالات غذایی رنج میبرند همچنان با قضاوتهای بسیار سخت جامعه مواجه هستند.
در واقع، افسانهها و تصورات غلط زیادی وجود دارد. به عنوان مثال، باور به اینکه پرخوری در بولیمیا یا پرخوری عصبی ناشی از کمبود اراده است.
در این مقاله، علاوه بر برخی حقایق کمتر شناخته شده درباره انواع اختلالات غذایی، اطلاعات مفیدی نیز در اختیار شما می گذاریم. این اطلاعات به شما کمک میکند تا در برخورد با کسانی که از این شرایط دشوار رنج میبرند، همدلی بیشتری داشته باشید.
اختلالات غذایی
اختلالات غذایی شرایط روانی جدی هستند که منجر به رفتارهای غیرعادی در خوردن میشوند. به عنوان مثال، پرخوری، استفراغ عمدی یا چند روز غذا نخوردن. پیامد این اختلالات بیماریهای جسمی جدی و گاهی حتی متاسفانه مرگ است.
اختلالات غذایی در جامعه مدرن رایج هستند، و اغلب با اضطراب و استرس مزمن همراه هستند.
۱. هیچکس به طور ناگهانی دچار این اختلال نمیشود.
اختلالات غذایی به طور ناگهانی ظاهر نمیشوند. این شرایط ناشی از عوامل مختلفی هستند که ممکن است ژنتیکی، اجتماعی، روانشناختی، خانوادگی یا شخصی باشند.
به طور کلی، فرد مبتلا احساس نارضایتی از تصویر بدن خود دارد و رفتارهای غیرعادی در خوردن از او سر می زند.
۲. اختلالات بیشتر از آنورکسی و بولیمیا هستند
اگرچه آنورکسی یا بی اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی، دو اختلال شناختهشده هستند، اما اختلالات دیگری نیز وجود دارند که شایسته توجه مشابهی هستند.
در اینجا چند نمونه می آوریم:
اختلال پرخوری (Binge Eating Disorder)
اختلال رفتار خوردن غیر مشخص (EDNOS)
پیکا یا هرزه خوری
سندرم نشخوار
اختلال محدودیت و اجتناب از مصرف غذا (ARFID)
اورتورهکسی
بیگورکسی
اعتیاد به غذا
۳. این اختلالات زودتر از آنچه ادعا می شود، ظاهر میشوند.
تا چند سال پیش، دامنه سنی ظهور این اختلال ها بین ۱۳ تا ۱۹ سال بود. اما اکنون موارد بیشتری از بیماران بین ۹ تا ۱۰ سال قابل رؤیت است.
در واقع، آمار مربوط به شیوع این اختلالات نادرست است. این به این دلیل است که بسیاری از مبتلایان هرگز به درمان مراجعه نمیکنند.
۴. این اختلالات قابل غلبه هستند
ایده رایج این است که افرادی که از این اختلالات رنج میبرند، به طور مادامالعمر با آنها دست و پنجه نرم میکنند. با این حال، با مداخله مناسب و حمایت از سوی نزدیکان بیماران، حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد از موارد بهبود مییابند.
از سوی دیگر، ۲۰ تا ۳۰ درصد به طور جزئی بهبود پیدا میکنند، در حالی که در ۱۰ تا ۲۰ درصد موارد، بیماری مزمن میشود.
۵. این اختلالات تنها در دوران نوجوانی ظاهر نمیشوند.
اگرچه تصویر دختر نوجوان بسیار لاغر نمایندهترین تصویر از این گروه از بیماریها است (نه نفر از هر ده نفر زن جوان هستند)، اما این اختلالات میتوانند در هر سنی بروز کنند. مردان، کودکان، بزرگسالان… همه در معرض خطر این اختلالات هستند.
۶. این اختلالات با سایر اختلالات مرتبط هستند.
برای بسیاری از افراد، این اختلالات مترادف با کاهش قابل توجه شاخص توده بدنی (BMI) است. با این حال، عواقب دیگری نیز وجود دارد که یک اختلال از این نوع میتواند داشته باشد:
روانی: اختلالاتی که به این اختلال کمک میکنند. به عنوان مثال، افسردگی، مشکلات اعتیاد و اضطراب عمومی. به طور طبیعی، این موارد بر زندگی روزمره تأثیر میگذارند و وضعیت کلی را تشدید میکنند.
جسمی: بیماریهای ناشی از این اختلال. به عنوان مثال، فتق هیاتال، مشکلات دندانی، سوءتغذیه، دیابت، آسیب به مری یا فشار خون بالا.
۷. تشخیص آنها آسان نیست
از آنجا که اختلالات غذایی اغلب با سایر اختلالات همزمان بروز میکنند، معمولاً دشوار است که مشخص شود کدام یک منبع دیگری است. به عنوان مثال، افسردگی میتواند سبب بی اشتهایی عصبی شود، اما آنورکسی نیز میتواند منجر به افسردگی شود. بنابراین، بسیار مهم است که تشخیص دقیقی انجام شود. این امر اطمینان حاصل میکند که ریشه ناراحتی بیمار به طور کامل مورد بررسی قرار گیرد.
ما معمولاً تنها به پرخوری و الگوهای محدودکننده فکر میکنیم. با این حال، علائم دیگری نیز وجود دارد که چندان واضح نیستند.
یکی از مثالها اجتناب از برخی انواع غذاها تا زمانی است که مشکلات سلامتی بروز کند. نمونه دیگر کم خوری تا حدی است که به سلامتی آسیب جدی بزند.
نقش تعیینکننده جامعه و فناوریها
صحبت کردن درباره اختلالات غذایی تنها از منظر ژنتیکی، پزشکی یا حتی روانشناسی بالینی، بسیار محدودکننده است.
در واقع، زمینه اجتماعی که امروزه بهویژه بهصورت دیجیتالی نیز به اشتراک گذاشته میشود، نقش مهمی در بروز اختلالات غذایی ایفا میکند. مسائلی مانند چاقیهراسی، ترویج رژیمهای محدودکننده، یا جنسیسازی بدنها بهعنوان عواملی که سیستمهای ذهنی ما را در برابر اختلالات خوردن تضعیف میکنند، عمل میکنند.
همدلی، علاوه بر اینکه خود را جای دیگران بگذاریم. باید اقداماتی جدی در برابر ارائه این بی عدالتی ها در جامعه انجام دهیم. باید خود را مسئول بدانیم.
علاوه بر این، غذا همیشه باید از هر زمینهای که ممکن است درد و گناه را تشدید کند، جدا باشد.
source
کلاس یوس